محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

188

اكسير اعظم ( فارسى )

سنبل الطيب چهار درم و نيم جندبيدستر سه درم انيسون سه درم و نيم تخم كرفس كرويا هر واحد چهار درم حماما پوست سليخه ميعه هر واحد دو درم و ثلث سيساليوس اندر و خون معجون هر واحد يك درم و دو ثلث درم . و ايضاً اگر ماده بلغمى باشد اين حب مسهل بعد نضج در پنج روز يك مرتبه خوردن نافع بود افتيمون نانخواه غاريقون هر واحد هشت درم تخم كرفس باديان انيسون هر واحد سه درم نمك نفطى پنج درم ايارج فيقرا تربد سفيد هر واحد ده درم شربتى دو درم و نيم . [ ايلاقى و جرجانى ] ايلاقى و جرجانى گويند كه در ابتداى مرض هيچ استفراغ قوى نكنند به سبب خامى ماده كه لطيف آن از استفراغ بيرون آيد و غليظ باقى ماند و عسرتر شود و هر روز ده درم جلجنبين در پانزده درم آب باديان و ده درم آب كرفس جوشانيده صاف كرده بخورند . و اگر ارادهء تليين طبيعت باشد پنج درم مغز تخم قرطم و ده درم شكر در نيم من آب لبلاب آميخته بخورند . و اگر وقت لبلاب نباشد پنج درم هليلهء سياه كوفته و پنج درم مغز قرطم به آب نقوع مويز خورند . و اگر جلنجبين مسهل هر هفته يك بار بخورند صواب باشد . صفت آن تربد و ثلث درم يعنى چهاردانگ زنجبيل نيم دانگ بسفايج نيم درم گلنگبين ده درم آميخته بخورند جمله يك شربت است . و اگر مريض محرور و فصل گرما بود ماء الجبن به شكر دهند تا طبع نرم شود . و اگر حقنهء نرم سازند صواب بود . صفت حقنهء نرم انجير شكرى ده عدد حسك دو درم سبوس گندم ده درم بابونه پانزده درم شبت پنج درم در يك نيم من آب بپزند تا سوم حصه بماند صاف كرده پانزده درم روغن كنجد تازه و ده درم شكر سرخ و يك درم نمك در آن حل كنند و به كار برند و طعام بهر نرم داشتن طبيعت برگ چقندر و اسفاناخ بپزند و با آبكامه خوشبو كنند و شورباى خروس پير و گنجشك و از فواكه انجير شكرى و مويز دهند . و اگر روز نوبت وقت سرما قى كنند به آب شبت و ترب و عسل و نمك صواب باشد و كسى را كه قى دشوار بود ترب را چون درم ببرند و در ديك بگسترند و اندك نمك بر آن پاشند و بالاى آن صف ديگر از ترب بنهند و بر آن نمك اندازند و همچنين سه چهار ته نهاده سكنجبين عسلى بر سر آن ريزند و يك شب بگذارند و صبح چندان كه توانند از آن ترب بخورند و طعام ماهى شور با چقندر پخته و با خردل سوده بخورند و بعده آن سكنجبين به آب نيم‌گرم بنوشند و رياضت و مالش آهسته هر دو سود دارد و مسام را بگشايد و اخلاط را نرم كند . و هرگاه اثر نضج پديد آيد مسهل قوى مثل مطبوخ افتيمون بنوشند و نسخه آن در علاج ربع سوداوى در قول صاحب كامل خواهد آمد . و اگر از آن كراهت كنند اين حب دهند : صفت آن افتيمون يك درم تربد نيم درم نانخواه دو دانگ بسفايج چهاردانگ انيسون تخم كرفس باديان هر يك دو دانگ ايارج فيقرا يك درم غاريقون يك درم نمك هندى مقل هر يك نيم درم به آب پودينه حبها سازند شربتى يك نيم درم وقت خواب و مطبوخ صبح بنوشند . و اگر اين حب در هر هفته دو درم و نيم وقت خواب بخورند روا باشد و اين سفوف بعد نضج در هر هفته يك بار بخورند و نسخه آن نيز در قول مذكور بيايد . و هرگاه مدت دراز شود و فصل سرما آيد معاجين گرم مثل معجون حلتيت و فلافلى بخورند . صفت معجون حلتيت : بگيرند برگ سداب مر فلفل انگزد هر چهار برابر و كوفته بيخته در شهد مصفى به سرشند شربتى نيم مثقال . [ ثابت بن قره و محمد زكريا ] ثابت بن قره و محمد زكريا مىگويند كه اگر وقت نوبت مثقالى از اين معجون بخورد و خود را در جامهء گرم بپوشد تا عرق كند سخت نافع بود . نافع ديگر زنجبيل فلفل نانخواه سليخه هر يك سه درم حلتيت چهار درم سنبل الطيب ده درم پودينهء كوهى انيسون هر يك پنج درم عسل مصفى سه چند ادويه شربتى يك درم به آب باديان و كرفس . صفت فلافلى فلفل سياه فلفل سفيد دارفلفل هر يك بيست درم عود بلسان سيزده درم زنجبيل تخم كرفس سليخه سياليوس اسارون هر واحد شش درم پودينهء كوهى انيسون هر يك پنج درم سنبل الطيب حماما هر يك چهار درم عسل مصفى دو چند ادويه شربتى يك درم تا يك مثقال . صفت قرص كه اندرين تب سود دارد برگ سداب حماما هر يك چهار درم افتيمون هفت درم انيسون سعد هر يك سه درم جندبيدستر يك درم رب السوس هفت درم تخم خشخاش سفيد شش درم كبريت سوخته و نيم درم كوفته به مثلث سرشته بعد ظهور نضج و استفراغ قبل از نوبت بسه ساعت مقدار دو درم به آب گرم بخورند . و اگر هر هفته مثروديطوس و ترياق به قدر دو دانگ بخورند نيكو باشد . [ سعيد ] سعيد گويد كه اگر تب حادث از احتراق بلغم باشد مريض را گلقند بدهند و آب باديان به سكنجبين بنوشانند و هنگام ظهور علامات نضج تليين طبيعت به آب عناب و هليله كنند و از اغذيهء غليظه پرهيز كنانند و بعد نضج اندك شراب بنوشانند و در آخر زيرباج بچهء مرغ بدهند . و اگر معده ضعيف گردد قرص زرشك به سكنجبين خورانند و از افراط در غذا و امتلا از آن حذر نمايند . [ ابن الياس ] ابن الياس گويد كه هر صبح جلاب از اصل السوس مقشر نيم‌كوفته و تخم كاسنى هر واحد سه درم گلقند عسلى ده درم جوشانيده صاف كرده بنوشند و غذا مزورهء نخود و مغز تخم قرطم بماكيان و تيهو و تدرو سازند و اين تدبير تا ده روز كنند بعد بقاروره نظر كنند اگر ماده نضج يافته باشد به اين مطبوخ اسهال آورند . صفت آن سناى مكى هليلهء سياه و كابلى افتيمون در صره بسته هر واحد هفت درم تربد خراشيدهء كوفته دو درم باديان تخم كاسنى تخم كشوث افسنتين رومى اسطوخودوس بسفايج هر واحد سه درم بادرنجبويه گاو زبان هر واحد چهار درم مويز طائف